محمد دیروز به من گفت: چرا دیگه شعر نمی گی؟
یکه ای خوردم؛ بهش خیره شدم؛ واقعا راست می گفت!
چرا من دیگه شعر نمی گم؟
با خودم فکر می کنم: البته قبلا هم خیلی شعر نمی گفتم!
فقط گاهی! اما الان یک سال و سه ماه و دوازده روز ُ یعنی دقیقا از روز عقد من و محمد شعر نگفتم...
یا اصلا به گفتن شعر فکر نکردم...
|
(نظر بدهید.) | 11:32 AM سه شنبه، 21 خرداد هزار و سیصد و هشتاد و هفت | نویسنده: مريم و محمد | موضوع: General